106 آل عمران – یوم تبیض وجوه و تسود وجوه فاما الذین اسودت وجوههم اکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون- ضمیر گوینده (اکفرتم بعد...) کیست؟ چه کسی اینگونه پوشیده سخن میگوید؟ یوم چیست؟ کدام روز است؟ نه دنیاست نه آخرت. این یوم یعنی روشنایی فهمیدن. زمانی که پرده ها کنار رود برای عده ای همین دنیا و برای عده ای در آخرت. آن حالی که خود انسان میفهمد و از جهل به روشنایی علم پا میگذارد. اعمال انسان رسوا است. عاصی همه جا رسوا شود چون با خود دارد آن علامات را. آتش و حرارت را با خود دارد. جهنم با خود همراه آورده اند. عاقل آنکه آن فهم و نور را در این دنیا جوید و یابد. اگر ائمه اهل هوس بودند ما آنها را قبول نمیکردیم. کل لذت جویان رسوایند. معنا جویان و معنا پروران در درخشش و تلالو. یوم نسیه نباشد. یوم نقد است. الان که فهم میکنی. اگر بفهمی در روز و نوری. بهشتی شدن ابتدای راه زحمت کشیدن است نه عیش و تنبلی. بهشت میبرند تا کار را به احسن انجام دهی. عاشق چه؟ اهل معنا چه؟ رکسی هم به فکر هوس حلال نبوده چه برسه به هوس حرام. خودش نور و معرفت و فرقان است. شناخت با او ممکن است. خود را شناس و خود هم شناس باش. خودت خورشید باش. خودت طلوع کن. روز با تو معنا شود. معرِّف باش نه معرَّف. بی تو گویند شب است. بدون امام زمان شب است. عالم در ظلمت است. (تبیض) بعضی روی ها سفید است. یا تابان است. سفید نور را گیرد اما نگه ندارد و تاباند. بعضی روی ها سیاه است نور گیرد اما روشن  نشود و نیز نتاباند. در خود فرو برد اما فایده نرساند. سیاه در شب یا روز سیاه است. سفید در شب سفید است و در روز سفیدتر. مومنان در شب ظلمانی دنیوی شهوانی ظالمان، میدرخشند. در روز ضیافت الهی (قیامت)  روشنترند و واضحتر. صورت چیست؟ جمال حاضر نیست.  بلکه حقیقت اعمال وو صفات و نیات انسانی است. وجهی که انسان دارد سیرت و شخصیت اوست. مومن آنکه شخصیت الهی انسان از خود بسازد. سیاه شهوانی خیر گیرد اما به کسی نرساند. نور بگیرد منعکس نکند. خیر خدا ببیند و خیری به کس ندهد. ائمه ما خیر را گرفتند و به همه دادند. ظالمان گر خیری هم بگیرند به کسی ندهند و برای خود اندوزند. کسی گوید چرا امام حسین حرّ را بخشید. مگر می توانست حر را نبخشد؟ اگر نمی بخشید الان نامی از حسین در جانها نبود. اگر شخصیت حسین را نفهمیم و برایش لباس سیاه بپوشیم شعار بی شعور داریم. اگر کسی متوجه گناه خود شد و شخصیتی الهی از خود ساخت او را نبخشند؟ آیا به نبخشیدن حر، حر اهل عذاب میشد؟ یا به صرف بخشیدن شمر (امام حسین بدون اینکه شمر توبه کند او را ببخشد) شمر اهل نجات است؟ اگر کسی به ما ستمی کند و عذر هم نخواهد و بر ظلمش اصرار هم داشته باشد و ما هم بخاطر محبت عام خود او را در دل ببخشیم آیا این ستمگر اهل نجات است؟ اگر از ظالم بگذری ظالم تا خود متوجه خود و ظلمش نشود بخشیده نمیشود. نه بخشیدن مهم است نه رفتن به بهشت و جهنم، فقط فهمیدن مهم است. باید خود را بخشوده کرد. اگر ما خود را لایق بخشیده شدن کنیم اما صاحب حق ما را نبخشد ظلم بر هدایت و طریق معرفت و تربیت شده و برعکس. اگر ما خود را لایق بخشیده شدن نکنیم و صاحب حق ما را ببخشد باز هم ظلم بر تربیت و هدایت شده است. اگر ظالم توبه و اصلاح کند و مظلوم او را نبخشد جفا بر هدایت شده. مظلوم باز هم بر طبل جهالتش میکوبد. این است راه حسین و تشیع واقعی. امام حسین (ع) حر ساخت. سفید رویان انعکاس رحمت الهی هستند. سیاهرویان قابضان رحمتندو بخیلانند که به دیگران نرسد. (فاما) نفرمود فقال: گوینده مستتر است. سفیدرویان و اینه های صفات الهی به افتادگان و سیاهرویان بطور مستقیم و روشن نگویند تا خرابشان نکنند. و خود فخر نکنند. وجه و رویشان سفید استاما کلامشان مستور و پوشاننده. رسوا نمیکنند. در عطا به دیگران روزند و در پوشش عیوب آنها شبند. یک علت اینکه خانم فاطمه س لیلة القدر است همان پوشش و ستر است. او عیوب انسانها را پوشش میدهد به رحم و مروت خود. کافران و منافقان برعکسند و عیوب دیگران و خیر خود را فریاد میزنند. نسبت به خیر دیگران و عیوب خود شبند. مبلغان الهی با نگاه و عمل خود  و به نیت اصلاح گویند و نه به حرف مستقیم. در جامعه ای که تبلیغ دین زیاد اما نکبت همه جا را گرفته، یا عوام هوسرانند یا مبلغان کم عملند. تبلیغ به عمل است نه لسان. ظلم ریشه آدم را میکند از ظالمان عالم اثری نیست. خدا فرماید من به آن ظرفیت خلقت و رحمت وهدایت و حمایت رحمت و پرورش در معیت چه شری شدی ای انسان و اسفل از خر و رسم خریت و خران ماندی.انسان یک خر باشد خوب است تا اینکه وارد عالم خریت شود خریت یک آیین است  خریت یک شخصیت ماندگار مکسوب است آیین نفهمی است.  کافر به من شدی یا خود؟من کی پوشیده بودم که تو انسان مرا نمایان سازی؟ تو پوشیده بودی و من دیدم و عیانت ساختم حال میخواهی من و آیات مرا کافر شوی و بپوشانی؟ احمقی در نیمروز تابان بر بام شد چشمانش به دو دست پوشاند و گفت خورشید مُرد!  تو خود به خودت کافری و حود را پوشانی. (بعد ایمانکم) تو آن همه لطف دیدی و چشم بستی انبیا را فرستادم پس با چه برهانی کافر مانده ای؟ کفر ما اول است. زمانی نبودیم و ذاکر خدا نبودیم.  چرا خدا قبل از خلقت خلق کردن را آغاز نفرمود؟

در عالم فهم یک زمانی فهمیدیم خدا زمانی به دید خود دید که ما می خواهیم بیاییم و ما را آفرید در آن پوشش و در کفر خود بودیم بعد از آفریده شدن ایمان آوردیم و ایمان معنا یافت. هر که از اول درون خانه باشد نگویند فلانی برگشته. اصلا هم نگویند که در خانه هست چون همیشه بوده. پس در حتم چیزی، ذکر موکد ایجاد شک و معنای عکس کند. گر مدتی برود و باز آید گویند آمده. ایمان هم چنین است. هر که معیتش از اول با خدا بوده  ایمان برای او چه معنایی دارد؟ ایمان غالب ما بعد از شک است. اصل ایمان در یقین است. همین که انسان دانست که هست حتما یقین هم دارد به خالق. انسان آویزان بی حس که میداند وجود دارد و میداند قبلا وجود نداشتتته. از حضوررر خود به یقین میرسددد خخخالقی باید او را آفریده باشد. زززمانی نبوده و بعد بوده خالق را میفهمد. اگر همیشه با خدا باشی ایمان چه معنایی دارد؟  اصل هستی را او خلق کرده. گاهی زمانی مشغول دنیا شوند و برگردند به خدا.  علی کی از خدا جدا بوده که الان مومن شود؟ فذوقو العذاب بما کنتم تکفرون : ف: مرحله ای از مراحل تربیت است نه عذاب آنچه کسب کرده اید. ببینید خودتان تحمل آن را دارید؟ تا دانید دیگران چگونه شما را تحمل کردند. ذوقوا. یعنی از کاسه خودتان اول بچشید نه از کاسه دیگران. چشیدن برای اقرار است. اول از اخلاق خود بهره ببرید. ببینید مزه خودتان چیست؟ حساب اعمال خود کنید تا برای آخرت نماند  آنجا میل است اینجا بو. خوشا به آنکه که عمل خود را به حیات چشد و نقص آن را رفع کند. ذائقه و مزمزه قبل صرف است.  به دنیا بچشید و جبران کنید. آنچه داخل غذای خود انداخته اید ان را بچشید. بر این کفر و آتش جهالت خود چه جانها  سوخته؟ دیگران را عین خود بدانید. آنطور که خود را آزاد می خواهی آن هم آزادی می خواهد. تو حق نداری نظرت را تحمیل کنی.  سفیدرویان در عطا و کرامت روزند در گفتار شب اند. روز پوشش نمیشود و شب پوشش کردن فایده ندارد. گر سفیدی بدان ظلمتها به سراغت آیند. اگر نور تو اکتسابی است ظلمتها تو را می پوشانند (اهل تقلید) اگر نورت لدنی و درونی و الهی است آنها را رسوا کند خودت روز باش. نه اینکه در نور باشی. کدام ظلمت است که نور بر آن غلبه نکند؟ تمام مومنان را آورد و تولد آدم گرفت هدیه جشن تولد را علم و اسماء الله قرار داد که بشر متوجه شود آیا سزد بر این جشن ستر و کفر قرار دهی؟ اول آدم را بدون پدر مادر آفرید از همه مهربانتر به آدم منم ببینم دنبال سبب هستید یا نسب؟

 


برچسب‌ها: آل عمران, تفسیر, حکمت, قرآن
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۰ساعت 18:32  توسط استاد سید احمد نوبخت - دکتر سعید رضازاده  |