|
105 آل عمران – نباشید مثل کسانی که متفرق شدند و اختلاف پیدا کردندبعد از اینکه آمد انبیا را نشانه های آشکار و ایشان برای ایشان است عذابی بزرگ.این چند آیه برمیگردند به آیه 102 و فراز اتقوا الله حق تقاته. حق تقوای الهی چیست؟ او پرهیز کرد از اندرز ملایک در مورد نیافریدن انسان. ما نبودیم و او ما را دید و محبت کرد محب ما شد. حق تقوای الهی در اینست که نعمت داد یا نداد شاکرش باشیم. واو اول آیه احتیاط بعد از بهبود است. بعد از اعتصام به حبل الهی و امر به معروف و خیر، الان که خوب شده اید حالا مواظب آینده باشید آیه پیشگیری و آینده نگری است واو نسخه است برای خود و همه مخلوقات اینها در آیه 102 آمد. فقط بخاطر شما آفرید ما را برای ما آفرید ما بدانیم و فهمی در عالم باشد انسان حکیم و فهیم را برای خود برگزید شما باشید برای او فقط. لا تکونوا، نباشید یعنی باشید. بودن و هستی اول است نباشید یعنی در نیستی نباشید. یعنی در هستی باشید. معامله گر نباشید حکیم و عاشق و علیم باشید. کاسب نباشید مزدور نباشید طالب دیگران باشید نه اینکه فقط طالب بهره خود باشید. گر خدا فقط بهره خود میخواست شما را نمی آفرید. طالب همه باشید طالب دیگران و طالب دیگران دیگر. هر که طالب دیگران باشد راحم است. هر که طالب دیگران دیگر باشد حکیم است خالق است مربی است طالب نسلهای بعدی باشد به فکرآینده آنها باشد انگار آنها را خلقی نو میدهد آنها هم که میخواهند پا بدنیا گذارند می آیند تا این کلمات و حکمات و گارها را ببینند و انجام دهند. حکیمان چیزی بینند که اندرزگویان آن را ندانند. اندرز ملایک را خدا قبول نکرد ملایک آن را نمیدیدند آنچه خدا آن را میدید. تو هم خلیفه خدایی باید چیزی از آینده ببینی که دیگران را توان دیدنش نیست. آنچه نمیبینی را باید ببینی. او ندیده آفرید و ما هم طالب نیامده ها باشیم. تدارک نسلهای آینده کن به حکمت. حکیمان نسل آتی بپرورند و هم حاضر. این نسل تربیت پذیر باشد آن نسل نیامده طالب است. این همان چیزی است که حضرت علی ع فرمود من بودم قبل از آنکه آفرینشی باشد. در حکمت و معرفت زمان مطرح نیست. همه چیز هستی است نسل آینده هم میخواهد بداند علی و محمد کیست؟ خدا کیست؟ برای انتقال این حکمت هم نیاز به کسانی است. تربیت شدگان حال امر را به آیندگان میرسانند. اینها انتقال دهنده فهم و حکمتند.نسلی آیند که طبق تربیت حاکمان رشد یابند. (لاتکونوا) نباشید مثل شیطان. نباشید مثل جدتان که از بهشت رانده شد به طمع. نباشید مثل الان خود. بالاتر روید هر بار. افضل از قبل خود باشید. آیندگان در پیشرفت و سودند هر لحظه والاترند. چگونه میتوانید از آیندگان برتر باشید؟ هر نسلی در جهان آید علی و محمد واولاد معصوم بالاترین هستند. چرا؟ آیندگان سبقت از شما ربوده اند؟ وای بر حال پدری که فرزندش از خودش حکیمتر باشد.وای بر کسانی که از شاگرد خود عقبتر روند. وای بر حکیمی که از حکمای آینده پایینتر باشد. حکیم اگر پول گیرد و یاد دهد ارزشش همان پول است. پیامبر برای رسالتش چیزی نخواست. آیندگان هر چه باشند بدهکار حکیمان سابق اند گویند کسی بود که چیزی نگرفت. پیامبر مزد رسالتش مودت است با امت.قل لا اسئلکم اجرا الا المودة فی القربی. محبت اینست که اصا وابسته نباشی. مقام محبت را هر کس بداند از همه قید و بندها رها گردد. وابسته نبودن رمز محبت است. کسانی از غیبت امام به حضور میرسند. به هیچ جایی وصل نباشی. محمد و علی و خدا در این نفس و درون و باطن خودت است. محبت یعنی وابسته نباشی تشویقت کنند. وابسته نباشی امنیتت دهند وابسته نباشی حتی حرفت را قبول کنند وابسته نباشی دوستت داشته باشند محبت خالص. این حکیم حتی اگر در گذشته هم زیسته باشد از آیندگان مترقی برتر است. این حکیم از سابقون است. پیامبر در سطح فهم مردم جاهل 1400 سال قبل حرف میزده. بی مزد گفته. برای دنیا نگفته خدا از محبت به محمد داده. محمد چه ها که نگفته. پیامبر سابقون است. منفعت طلب نباشید. اما اصلاحگر باشید. رشد و تربیت طلبان باشید. (کالذین) چیست؟ کمی تشابه کمی نفسانیت. مانند آنها نباشید. تفرقه کجا حاصل شود؟ جایی که محبت نیست. وحدت باعث اصلاح است. اگر شباهت از چند شروع و در چندین جمع گردد امر مشتبه شود چه ناظر چه منظور. رفع آن برائت است. اگر شبیه به بدان نباشی برائت است. شبیه نامردان نباشید. در عبادت هم می خواهی خالص باشی تو چهر رکعت می خوانی منافق هم چهار رکعت میخواند. ما همه عین منافقان هستیم به ظاهر واعمال و حرکات. اما نیت قلب فرق دارد. فرقان عمل مومن و منافق در نتیجه است. همیشه در عبادت و ایثار نتیجه را ببین. گر شباهت دارد به نتیجه عمل منافقان حذر کن. تفرقوا و اختلفوا. تفرقه ضد اجتماع است اختلاف ضد اصلاح است. انسانها در اخلاق متفرقند در سلیقه ها متفاوت. از این انسانها باید به صلاح و وحدت آییم. بتوانیم کنار هم جمع شویم و به صلح رسیم. به مقام خلیفة الله برسیم. در زمان عیسی مرده زنده میکرد شاید به مصلحت نبود که به کوهی اشاره کند و از آن کوه هزاران انسان خلق گردد. مقام خلیفه خدا عظمت دارد. خود خود را باید خراب کنیم و از نو درست کنیم. اصل آنست که خلق خود را حین ساخته شدن ببینی. خلق شدنت را مرحله به مرحله ببینی. آدم یکدفعه دید خلق شده و موجود است. مولا علی خلق شدن خود را هم دیده. علی را بر ولایت نصب کرد و فرمود این علی از پس ابتلائات بر میآید. اختلاف در شریعت است و این جزئی است. تفرقه در طریقت است و این کلی است. اختلاف در سلایق مفید است. اختلاف در شرایع خطرناک است و منجر به تفرقه گردد. مسلمان خون مسلمان را حلال میکند و خون هم میریزند از این باب تفرقه است. اختلاف در طریقت منجر به خونریزی شود. تفرقه و نفاق را از ظاهر نمیتوان تشخیص داد. خدا و طاغوت همیشه در تفرقه و عدوانند. اختلاف بین برادران هم ممکن است. اگر اختلاف رفع نشود منجر به تفرقه گردد. نمرودیان همیشه در آتش تفرقه دمیده اند و اختلاف شعله ور کنند. اصل تفرقه مرام انسانها است. اصل تفرقه وابسته به نیتها است. اختلاف در جمع محرم و نامحرم است. احسان زیر مجموعه خیر است. عدل هم زیر مجموعه خیر است. ایثار هم از خیر است. در کل همه اینها به خیر معنا یابند. تفرقه در مرام است.که با مرام الهی سازگار نباشد. اختلاف در اینست که دوستان خدا را دوست بداری اما گاهی با دشمنانش هم رفاقت کنی. تفرقه و اختلاف به چه چیز از بین میرود؟ تفرقه بین انسان والله با اصلاح نیت درست شود. اختلاف به چه از بین رود؟ به خلوص عمل. از نیت تا خلوص چیست؟ عمل عالمانه محققانه چاره است. تحقیق کنی و خودت یابینه عمل جاهلانه مقلدانه. میخواهم به خیر ابتدا کنم و محبت یکطرفه را انجام دهم. بدان و عمل کن آن چاره تفرقه و رفع اختلاف است. (من بعد ما جائ هم البینات) انس خواب است وخروس بیدار. این رسوایی آدم است. از بعد از آنچه آمد؟ حکمت و فکر و سرگذشت دیگران آمد. خلق و نوازش آمد. سرگذشت ظلمانی خود هم دیدی و تمام آیات روشن را که به فهم روشن شد دیدی. بدی کردی بدی آمد. خوبی و معروف کردید خوبی دیدید نشان واضحتر هست؟ بینه. محبت خدا آشکار است. بینه به بیان رساننده است. ایات بینه ان است که خود آشکار است. آیات دیگر را هم بیان میکند. جمال و کمال ما آشکار محبتش آشکار معیت او با ما مشخصو پس چه چیزی است پنهان؟ خدا ظاهر است. آشکارترین است او. هر که بیند و نداند خود را به جهل زده. آیات را ندیده گرفته. جائهم: آمد ایشان را. یعنی بر سرشان مثل باران پیاپی آمد. اینآیات بر سرت میریزد بیدار شو. تا تو بر سر عالم آیی نه اینکه عالم بر سر تو آید. عالم عالم حرکت است. تو بر وقایع واقع شو نه اینکه وقایع بر سرت آیند تا بیدار شوی. تو حاکم عالم باش تو عالِم عالَم باش تو بیدار باش تا عالَم معلم تو نشود. اگر عالِم عالَم نباشی عالَم عالِم تو میشود. وای بر آنکه خران بر او چیزی آموزند. گرخود خودی تو باید طلوع کنی بر روز و صبح.تو بر خورشید طلوع کن. روز و شب به طلوع تو وابسته باشد نه به خورشید. چگونه ممکن است که موجودات دیگر به انسان ایت شوند خود انسان بزرگترین آیت است. ایشان آنهایی که خود خود را نساخته اند مستحق عذابند واو نزول و سقوط درماندگان. در آیه قبل فرمود اولئک هم : یعنی مخلوقاتی که از اخلاق خود به فلاح رسند. اینجا فرمود اولئک لهم. یعنی عذاب عظیم خلق خود. خلق خود را به عذاب تبدیل کردند. یعنی اینکه ما انسانها که به محبت خالص خدا آفریدهخ شده ایم و بدون چشمداشت برگزیده خداییم این خلقت خالص خود را به چیزی پست تبدیل کنیم و کاسب محبت شویم. خیر از خدا دو وجه دارد. الف – مظهور بودن خیر ب- مدفون بودن در جان بشر. خیر خدا در جان ما مدفون است چون گنجی و ما باید آن گنج را آن دانه را بکاریم و ثمر دهد. عذاب این است که ندانی ندیده محب شدن یعنی چه. به دیده ها دل بستن کار وحوش باشد. شرط انسانیت آنست که ندیده محب شوی. اگر آن را ندانی حتما در عذاب خواهی بود. از تفرقه جدال آید. از دشمنی و کینه اختلاف آید. اگر اختلاف سلایق در داخل وحدت باشد حل میشود. درمان هم هست. اما تفرقه از کینه و عدوان و حسد آید. عذاب آنست که آن نباشی که باید باشی. یا آن باشی که نباید باشی. نعمت آنست که آنگونه که باید باشی باشی. آنی باشیم که خدا دیده و آن نباشبم که خدا رو از آن برگردانده. ما آن باشیم که در حسین آن دیده نه آن باشیم که خود را به ندیدن زده. نعمت دانستن اوست و عذاب ندانستن او. عذاب عظیم چیست؟ اینست که رحمت عظیم خدا را نبینی خدا تو را آفرید تو آن نعمت بی منت و بی چشمداشت و محبت خالص او را ندانی. گرگ وخر گله دارند انسان امت دارد. آنها در پی غذا در وحدتند برای خوردن. انسان برای خوراندن و فهماندن در وحدت باشد. نه خوردن و لگد به دیگران زدن. گله ای که در آن وحدت غذایی باشد بهتر از امتی که در آن نفرت خود خواهی. وای بر امتی که خران در آن والاتر باشند. سگان وفاداری به نمایش گذارند و امت مسلمان جگرخواری خیانت قتل غارت . خوشا بحال امتی که ولایت بر ملایک کنند برچسبها: اسلام, امام, محبت, نوبخت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۰ساعت 18:26  توسط استاد سید احمد نوبخت - دکتر سعید رضازاده
|
|