|
آل عمران – 101 – وَکَيْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْکُمْ ءَايَاتُ ﭐللَّهِ وَفِيکُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِـﭑللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ– آیه قبل خطاب به مومنان بود. چگونه کفران میکنید و بر شما تلاوت میشود آیات خدا و در شماست رسول او. و کسی که چنگ زند به ریسمان الهی حتما هدایت میشود به راه مستقیم. چه حکمتهایی در این آیه است؟ این واو اول آیه وصل به آیه قبل است اطاعت از فرقه ای از اهل کتاب که دنبال برگرداندن شما از دینتان بودند واو وفا و فهم است. خدا محبت دارد و متذکر میشود. کفر کردید چگونه کافر شدید؟ واو دعوت و عهد است. چگونه میتوانید وقتی فهمیدید باز هم کافر شوید؟ چگونه زیر فهم خود زدید؟ او نه جاهل می آفریند و نه یکی را جاهل میگذارد به همه می فهماند او فهم داده تا از جهل رهایی یابی رسول بیرون را میفرستد تا رسول درون را بیدار کند. هر لحظه خودش همان فهم است. هر لحظه خودش فهم تازه ای است. او خلق کرد و نگه داشت تا من لحظه را بدانم. کدام لحظه است که فهمی در ان نباشد؟ کجا کرم و فیض معرفت از او قطع شود؟ همیشه جاری است جهل را فرصت نیست خدا ساعتی فرصت برای جهل قرار نداده بلکه جهل از جاهل می آِد و غفلت هم از غافل. هر کس سعیی کند حتما دریابد. علم و معرفت در هر ساعتی حاضر.پس کیف تکفرون؟ چگونه می توانید با این همه فیض و آیات کافر شوید؟این (کیف) و چگونگی نه از سلطه و حکومت الهی بلکه از رحمت و معرفت اوست.این کیف یعنی کدام نقطه باریک را نگفته و یا کجا جهلی را گذاشته که او را جسته و نیافته اند؟ که را فهم نداده؟ از چه کسی غیر وسعش تکلیف خواسته؟ نو ای انسان در مقابل این همه فیض چرا خائن شدی؟ خدا کجا کم گذاشته که تو دلیلی بر کفر داشته باشی؟ در مقابل این فیوضات چگونه میتوانی کافر باشی؟ چگونه چشم بندی و خود را به کوری بزنی؟ اگر خدا با ما دوست است در او عیبی باشد آیا عیب خدا را به خودش می گویی؟ یا ترکش میکنی؟ از کجا بدانیم اگر در خلقت خدا عیبی است ما در پی درست کردن آن عیب باشیم یا کلا برویم؟ کسی از جایی سیلی میخورد و به خدا ربطش میدهد اگر کسی دوست خدا باشد سعی میکند این ناله کنندگان را آرام کند و از خدا هم رفع اتهام نماید. تواند نانی در دهان یتیمی گذارد. دستی بر سر یتیمی کشد و گوید اینها را خدا فرستاده و من وسیله ام. اما کسی بخواهد ایراد گیرد فقط ایمان او استوار نباشد. خدا به وجود مستمندان و علما و حکما و فقرا و درماندگان امتهای هر زمانی را امتحان کند آیا شما دوست واقعی خدا هستید یا خیر. تکفرون یعنی چه؟ یعنی چطور پوشانی؟ اگر کلامش را بپوشی با فهم خود چه میکنی؟ تو چیزی میفهمی که می خواهی بپوشانی. اگر خلقتش پوشانی خلقت و وجود خودت او را ظاهر میکند. اگر با خلق خدا مکر کنی با طلب و دعوت هر لحظه خدا چه میکنی؟ او لا سنة و لا نوم است یعنی همیشه در حضور تو و طلب تو و حافظ تو ام. دربار و عرش من همیشه باز و نیاز به نگهبانی ندارد. حاکمان و ملازمان هم خواب باشند من بیدارم او بندگان را دوستدار و منتظر است. انتم تتلی. چرا انتم آورد؟ آیا اضافه است؟ یعنی هم آیات او از درون خوانده میشود بر شما که خود خویش هستی. و عقلت. هم از بیرون خوانده میشود بر جانت که رسول است. این تلاوت درون و برون همزمان است. رسولان عقل و بیرون. عبرت از خود و دیگران بگیر. پس کجاست که بر تو خوانده نشود؟ و مبهم ماند و تلالو نور و تلاوت از درون است. که روحی دمید. جنالخواستار فیض و نور فرمود شما. یعنی تک تکتان در حساب منید. تمامتان پرونده دارید نزد من. تلاوت از نوشتار نام شما در هستی و نظر بر شما و خلق شماست. این حسین را که آفریدم چه میشود؟ نام حسین بر هستی نوشت و خلقش کرد. پس در آینه وجودتان چه نوری دهید و چه انعکاسی گیرید؟ نور بر سنگ تابد روشنش کند. نور را به چشم ببینید و در عقل و فهم سازید پس کجا برایتان تاریک است؟ انتم چیست و علیکم چه؟فرقشان چیست؟ انتم ازل است و نگاه رب در تقدم محبت. نور است علیکم آینه است. انتم یعنی از ازل خدا در ازلیت خود بر شما نگاهی کردهاز ازل ما را میدید. اینچنین بودیم. این چهره از انسان ازلی است. این در وجود الهی است و همان خلیفة اللهی . همان لحظه جمال محمدی و فاطمی و علوی و حسنی و حسینی دید. پس جمال اول است. دید الهی هم ازل است و هم جمال. در خلقت بعد است. او ما را از ازل دید اما خلقتش حادث است. ما از ازل در نظر خدا هستیم و این میشود "انّا لله و انّا الیه راجعون در دید خدا در ازلیم. خدا این جمال را در ازل دیده. نگاه رب در تقدم نور است و علیکم. آینه در بر. در ظلمات مرا ندید و نور آفریدم. انتم : نور داشتید انتم نور اول است. علیکم پذیرایی نور او و بازتابش آن. انتم نباشد علیکم نیست. نور نباشد آیه مفهوم ندارد. علیکم نباشد آینه نباشد وفا و بازتابش هم نیست. آیات الهی خدا نشانه نشانه هاست. تمام نشانها را نشان خداست. خدا آیت خود است و ظاهر و باطن و اول و آخر. نشان و آیت برای او چیست؟ او عیان است و بی نیاز از آیت. آیت محتاج نظر و خلقت او. آیت محتاج به نظر الهی است. همه آیت او باشد این آیت نه برای او بلکه برای ماست. آیت البشر است نه آیت الله. چقدر ما را بالا برده و مهر نفهمی بر ما نزده. او ازلی است و خالق و غنی و صمد. آیت الله هم گوید باز برای فهم ماست. در پرده فرموده خود را به میان آورده تا مارا تکریم کند. آیت الله نشانه خداست. در لفافه سخن میگفت ایت البشر میگفت. فرمود آیت الله تا تعالی دهد ما را. نشانه برای او نامفهوم. او خود آمد و دوستان در تهمت و منت نگذاشت. آیت خدا خود اوست. گر گویم رحمتش پس خلقتش چیست؟ گر گویم خلقتش پس رحمتش چیست؟ علمش چیست؟ فضلش چیست؟ فیضش چیست؟ آیت خدا یعنی خودش. چون کل را نمیفهمیم از جزئ میخواهیم به کل رسیم. راحت اینکه در برش باشی و با او باشی. از ساحل تعریفش نکن در دریا باش. از عمل دانی او چیست. و در شماست رسول او. و فیکم رسوله. تنها رسول عقل است رسولان بیرون رسول عقلند. معنی دیگر اینکه پیامبر در آن تعالی طوری با شما آمیخته که فکر میکنید این یکی دوستی است مثل دیگران. واو رحمت و باز اشاره به کرم. و فیکم رسوله. نور و آینه آمد و حال صیقل و زدودن آینه معرفت است. رسولی در برون و حاکم نیست. بلکه در است نه بر. در جان شماست میان است نه خارج وجودی است و حضوری در جان. غم و غصه شما خورد و نانتان برای خودتان گذارد. شادی برای شما خواهد و غمتان گیرد. این رسول از جنس مردم (نه عین مردم) و با مردم است. میان امت باش با آنها باش نه اینکه در قصر دور باشی و تحکم کنی. در همه وقت در حضور باش. در خدمتگذاری باش رسول در است در شماست نه اینکه بر شما باشد گر دردی به شما رسد اول به او رسد. گر شادی رسد برای شما نگه دارداین آیات را خود گرفته بعد برای شما آورده و من یعتصم بالله کسی که چنگ زند بر ریسمان الهی. واو توبه و برگشت برای نادمان و واو تقویت مومنان است. من چیست؟ آن کس که برگردد یعنی کافر. خواهد ماند خواهد بیدار شود. نه آنکه رود و ترک حقیقت کند.اعتصام هم آنکه رها کرده و بازگیرد و آنکه گرفته محکم کند و دیگران به مجس فهم آورد. و بالله اینکه اعتصام به خداست. مگر خدا دستی رها کند؟ کسی را واگذارد؟ که پناه گیرد. این اعتصام دست دهی است. نه حبل و دست گرفتن. دست او باز است مشکل ما دست بسته خود ماست. این وجود و تن و جان حبل اوست. که آفرید و رشد داد آیت الله چه؟ یعتصم بالله چه؟ ایت او روشن به روشنی اله برای خود است تمام و کمال. خود خدا که نشان است. این نشان در خدا مکشوف است. اما برای ما در ما به روشنی ما است نه در حد اعلای خدایی. اعتصام به او و حبلش همیشه آماده و آن طناب آویزان. فقط برای ما این ریسمان افرید همه چیز را برای انسان خلق کردم. این آیت هم برای ماست خدا نمی خواهد خود را بزرگ جلوه دهد. این آیت هم از بالاست. طناب از بالاست. تا مار ا هم بالا کشد فقد هدی الی صراط مستقیم (ف) فاصله نیست تا چنگ زدی هدایت شدی. چنگ زدی نجات یافتی. بخواه تو اگر خدا را خواستی دریابی همان لحظه است. همان لحظه نجات یافتی. این حبل الهی است. این فاصله نیست و فاصله اختیار انسان است. تا مقامش مشهود و تربیت برای هر که از اختیار سوی او رود. او حاضر است و بی اختیار رود و بیند و نشناسد. فقد، قد تاکید از کجاست؟ هر که از اختیار سوی او رود او حاضر است گر بی اختیار رود او را نشناسد. دو تا الله آمده. بین آیت و اعتصام اختیار و خواستن است. هدی: هدایت از هدایت است. هدایت از خداست. هدایتی هدایت است که هر لحظه فهم تازه ای آید. خلق از الله است. آن هدایت اول است هدایت دوم از کوری و گمراهی است. هدایتی از نور به نور. هدایتی هم از ظلمت به ظلمت. خوشبخت از نور به نور. صراط مستقیم 4 شرط دارد. از اول در صراط مستقیم اوییم. کسی میتواند جلوی خلقت او را بگیرد؟ اینکه کوتاهترین راه است در آیت اوست. با نشان کوتاهترین راه را انتخاب میکنیم. باثمرترین راه است. هر لحظه نعمتی فیضی اید. استقامت فقط در رها نکردن دست اوست. مستقیم اینکه همه در دست اوست. و هر دستی است که در دست اوست. دست بنده ای که دست در دست خدا دارد. عین دست خداست مثل دستان قمر بنی هاشم. دست در دست اینکه دست بندگی از دست خالقیت هر چه در اوست گیرد و صرف خود نکند. بیند دوست به او چه میدهد. و همان را بگیرد و به دیگران عنایت کند.کافران را اگر استقامت بود کافر نمیشد. کسی کافر باشد و زیر ستر ماندن استقامت کند. نتواند دست در دست رب استقامت کند؟ اری استقامت هست ولی برای کفران که خلاف تلالو و نور است. کفر پوشاندن. انتم نور. کافران را توان استقامت هست. یا بر حق یا ناحق. مسئله در اختیار است. و آن آیت بزرگ است. در یک نفس هم عقل باشد هم اختیار در انسان عقل و نفس و اختیار است. این آیت بزرگ است. انسانی که تواند مقربتر از ملک باشد پستت تر از حیوان شود این اعجاز خلق خداست. کسی قماربازی کند انسان قمارباز میشود؟ انسانی که میتواند از ملک بالاتر باشد. دو قوه متضاد را در یک وجود قرار داده. هر که گناه کند رسوایی خود است. و اثبات آیت الهی. خدا در یک وجود آتش و آب را کنار هم گذاشت. این معجزات عملی کند اثبات خود است. سگان در وجود نجس وفا پرورده اند. و پاسداری از صاحب خود. پس چگونه از وجود پاک نجاست آورد؟ انسان در وجود پاک جفای رجس آفریند. آن سگ شرف دارد کفر خلاف صراط است. راه دیده نشود پیدا هم نمیشود. آیت با راه نشان دارد. کفر هم با راه ارتباط دارد. راه = نشان. کفر = پوشاندن. تلاوت=راه نشان دادن. آیت= نشان. رسول = راه. اعتصام= راه. هدایت= صراط. کفر خلاف صراط است. خدا ما را مستقیم آفرید و مستقیم دید. ما هم مستقیم او را خواهیم و نگاهش کنیم برچسبها: اسلام, امام, محبت, نوبخت
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۰ساعت 20:8  توسط استاد سید احمد نوبخت - دکتر سعید رضازاده
|
|